به نام خدا
سلام
اگر در جریان سریالهای ماه رمضون بوده باشید، حتماً اس ام اسهای مربوط به اونا هم به دستتون رسیده. منم چند تاشو یه جا جمع کردم. خوندنشون خالی از لطف نیست!
ایرانسل با طرح
ELYAS : بدون نیاز به گوشی!
اگه میوه ممنوعه رو بخوری و شکرانه رو بجا نیاری میری تو اغما و بعدش میکننت زیر یک وجب خاک !!
ایرانسل جایزه می دهد ***** به سوال زیر پاسخ بدید و برنده
BMW X3 شوید.سوال: الیاس برای تماس با دکتر پژوهان از کدام سرویس ایرانسل استفاده می کند؟!
فردا یه جوون آبرومندی بهت زنگ می زنه. حدوداً 33،4 سالشه. ازت بنزین میخواد . بهش بده. یادت باشه فقط تو باید بهش بدی. ( قربانت الیاس)
هیئت دولت اعلام کرد: طرح تعویض خانومای سن بالا و فرسوده تحت عنوان "قدسی بده هستی بگیر" به زودی در سراسر کشور اجرا می شود!
قابل توجه شما هموطنان عزیز:
پس از استقبال چشمگیر و بی نظیر از سیم کارت
ELYASCELL اکنون ریموت کنترل های در باز کن ELYASLOUCK هم به بازار آمد!
این یکی دیگه همیییین الان برام رسید:
عید سعید فطر مبارک! تعجب نکن درست شنیدی. اونی که تو رساله نوشته ماله عوام الناسه ولی تو فرق داری. نظر کرده ای.
(قربانت الیاس)
به نام خالق زیبایی
به نقل از شنگول
چند وقتیه که یه نفر به اسم سلمان (اولین وبلاگ نویس وبلاگستان فارسی) همه رو به بازی گرفته.یعنی یه بازی راه انداخته که خیلی ها تو بازیش شرکت کردند. حالا بازی چه جوریه:"
کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.توضيح مجدد: اين بازی، بدون هيچ گونه خلاقيتی، تنها ادامه
بازی Blog Tag از وبلاگستان غربيهاست.....
.
.
سلام
اول از همه بگم: الان چیز زیادی به خاطرندارم، شاید بعداً یه تغییری تو مطلب زیر بدم.
و اما زیر و بم شخصیت من...
1-
هیچ کس نمیتونه تشخیص بده من خوش اخلاقم یا بد اخلاق.خودم هم نمیدونم!به قول دوستم یه موقع از ته سوزن رد میشم،یه وقتایی هم از در دروازه هم زوری رد میشم.یه وقتایی هنوز نیومده با همه رفیق میشی و نقل مجلس میشی و یه وقتایی هم با یه من عسل نمیشه تو رو خورد.(اینا رو دوستم میگه). تازه بعضی وقتا اینقدر ساده و زودباور هستم که وقتی به خودم میام خندم میگیره. بعضی وقتا هم هر چی که تو دلم هست رو برای همه تعریف میکنم.2-یه اعتراف بزرگ:از اون موقع که اومدم دانشگاه(حدوداً یک سالُ چهار ماه پیش)،همش از بابای بیچاره پول می پیچونم.برای مثال: هر وقت میخوام پول بریزم به حساب برای انتخاب واحد، دوبله سوبله از پدر زحمتکشم میگیرم،بعدش هم کُلی مدرک جعل می کنم و بهش نشون میدم.![]()
![]()
برای این کارم علت خاصی ندارم.یعنی به اون پول احتیاج ندارم.فقط میخوام به بابام ثابت کنم که هنوز منو نشناختی.... آخه فکر میکنه خیییییییلی زرنگه و هیشکی نمیتونه سرشو کلاه بذاره.دلش میخواد سر از کار همه در بیاره.
3-یه اعتراف بزرگ دیگه: اینم در رابطه با تحصیلمه... نمیدونم بگم یا نگم!!! میترسم یه آشنا بیاد اینجا و اینا رو بخونه.ولش کن.نمیگم.فقط تا همین حد بگم که اوضاع درسیم بی ریخته. خیلی هم بی ریخته. این ترم هم که بیشتر وقتم رو به جای کلاس تو قهوه خونه سنتی و کافی نت گذروندم!!!
4-یه اعتراف گننننده ی دیگه:تا حالا به جز این وبلاگ، چند تا وبلاگ دیگه هم ساختم و با اسم مستعار مطلب گذاشتم که بعضی از دوستان در جریان هستند. ولی هم اکنون همشون رو تعطیل کردم به جز این و یکی دیگه.اصولاً دوست دارم با هویت جعلی با اطرافیانم برخورد کنم!( البته چند وقته که توبه کردم و دیگه از این کارا نمی کنم). جالب ترین و لذت بخش ترین کار اینه که با آیدی دختر بری تو چت روم و پسرها رو سر کاربذاری![]()
![]()
یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که تو یکی از شهرهای خوش آب و هوای ایران یه خونه باصفا با یه مزرعه با کُلی گاوُ گوسفندُ شتر مرغُ ... داشته باشم.خلاصه میمیرم برای طبیعت و انواع و اقسام حیوانات اهلی ( داشت یادم میرفت که بین حیوانات به اسب علاقه ی عجیبی دارم" خیلی نجیبه")
همیشه دوست داشتم قد بلندی داشته باشم ولی از ۱۷۰ سانت بلندتر نشدم ![]()
![]()
آرزوی بعدی: تو زندگیم دوستای صمیمی زیادی داشتم.ولی دو تا دوست به نام مرصاد الله داد و حسن محمود پور داشتم که بیشتر از چند ساله که ازشون خبر ندارم.خیلی دوست دارم دوباره ببینمشون.ای کاش یه جوری میومدن این صفحه رو میخوندن.
یه آرزوی دیگه:چند ماه پیش یه آرزو داشتم که حالا دیگه ندارم.به جاش این نصیحت رو از من بپذیرید:به هیچکس دل نبندید. شاید لایق این احساس پاک شما نباشه.اگر هم دل بستید، اول مطمئن بشید که اون هم همچین احساسی نسبت به شما داره یا نه، بعداً پا پیش بذارید.
من هم مثل بقیه دوستان که من رو به این بازی دعوت کردند، پنج نفر از دوستانم رو به این بازی دعوت می کنم و از اونها هم میخوام که پنج نفر خودشون رو معرفی کنن.(با این کار یاد جلسه های پرزنت گلد کوئست میافتم !!!!)
دوستان از این قرارند: رسول بداقی مهتاب عارف نون پنیر آلبالو
به نام خدا
اگه تحصیل نمی کنید،خوش به حالتون
توی این چند روز که وبلاگ رو به روز نکردم،کُلی درس و پروژه داشتم.از امروز هم بیشتر میشه
اما توی این چند روز مشکلات دیگه ای هم بود.از جمله خرابی کامپیوترم .
بعد از اینکه درستش کردم،ویندوز ویستا رو نصب کردم.ولی نمی دونم چرا با این ویندوز نمیشه به اینترنت متصل شد!؟ بعداً بررسی می کنم.
حالا چند تا عکس از محیط این ویندوز مشاهده کنید و لذت ببرید. "نسخه ی بتا(آزمایشی)ویندوز ویستا"
به نام خالق زیبایی
داشتم به وبلاگ و مطالبش نگاه می کردم،نگاهم افتاد به عنوان وبلاگ:چاردیوای اختیاری....
از خودم پرسیدم اصلاً برای چی این اسم و عنوان رو انتخاب کردم!؟! بعد یادم اومد . . . برای اینکه می خواستم درباره همه چیز بنویسم. می خواستم حرف دل جوون ها رو بنویسم. حرف هایی که هر جایی نمیشه گفت و نوشت.ولی توی چاردیواری میشه. چون که از قدیم گفتن:چاردیواری اختیاری.
ولی تا حالا فقط در مورد کامپیوتر و کمی هم درباره چیزهای دیگه نوشتم.
ولی از امروز به بعد به همون حرفهایی که نمیشه همه جا گفت هم می پردازیم .همه باهم
با کمک شما
راستی رزمایش دفاعی ایران رو دیدید؟؟ رزمایش پیامبر (ص)
واقعاً به خودم و اینکه ایرانیم افتخار کردم.به اینکه ایرانیها هم می توانند در جهان بهترین باشند،به اینکه می توانیم روی پای خود بایستیم، به اینکه مثل کوه در مقابل ابر قدرت جهان (امریکا)ایستادیم و تن به ذلت ندادیم و به خیلی چیزها که نمیشه به زبون اورد ،افتخار کردم.
تا کور بشه چشم دشمنان ایران![]()






